درگذشت آقاي ميرمصيب ساداتي بالادهي ۲/۳/۱۳۸۹
درگذشت آقاي ميرمصيب ساداتي بالادهي ۲/۳/۱۳۸۹
با خبر شديم كه ميرمصيب ساداتي بالادهي در روز يكشنبه دوم خرداد 1389 در روستاي سمسكنده ساري دارفاني را وداع گفته و به ديار باقي شتافت و پيكرش براي دفن به زادگاهش روستاي بالاده منتقل و در جوار ديگر نياكانش به خاك سپرده شد.
اين ضايعه دردناك را به يگانه پسرش آقاي سيد محمد ساداتي و دختران و دامادها و ساير بستگان و فاميل مرحوم ساداتي تسليت عرض كرده و براي آن مرحوم آمرزش ابدي و براي بازماندگان صبر و اجر از درگاه خداوند بزرگ مسئلت داريم .
ذکر خیری از مرحوم میر مصیب : نوشته عین اله آزموده : بزرگمردان بالاده یکی پس از دیگری از بین ما می روند و این داستانی است که ادامه خواهد داشت تا روزی که ما هم ناباورانه و شاید زودهنگام به همراهشان برویم .
تابستانها که به بالاده می رفتم مادرم - که دختر خاله مرحوم میر مصیب است - به من می گفت که به دیدن دایی مصیب برو که سراغت را از من می گرفت و من هم در زمانی مناسب به دیدنش می رفتم و ساعتی با هم صحبت می کردیم . خیلی مرا دوست داشت و من هم از بچگی که همراه مادر به منزلش می رفتم مورد محبتش قرار می گرفتم و دوستش داشتم . محاسن بلندش او را دوست داشتنی تر کرده بود و هر وقت صورتش را می بوسیدم حس بسیار خوبی به من دست میداد . خوش صحبت بود و رازهای زیادی از تاریخ معاصر بالاده را در سینه داشت . تنها عکسی که از مردم بالاده سالهاست بر صفحه گوشی موبایلم دارم عکسی زیبا از میر مصیب است که در سال ۱۳۷۵ از او گرفته بودم .
عکس بالا را در روز ۱۱ مرداد ۱۳۸۸ که به ملاقاتش رفته بودم در منزلش انداختم و بعد از صرف چای و میوه یک ساعتی پیشش نشستم و میر مصیب کمی با من صحبت کرد و من هم حرفها و تصویرش را روی گوشی موبایلم ضبط کردم . این آخرین دیدارم با میر مصیب بود . یادش بخیر .
مرحوم ساداتي در سالهاي قبل و بعد از انقلاب و تا زمان اولين انتخابات شوراي اسلامي روستايي ، كدخداي بالاده بوده و نقش موثري در عمران و آباداني بالاده و حل و فصل مشكلات مردم داشته و هر غريبه و تازه واردی را به منزلش راهنمايي مي کردند تا مورد پذيرايي قرار گيرد . از جنگلبان گرفته تا سپاهی دانش و ژاندارم و کارکنان و ماموران دولتی و هر کسی که به بالاده می رسید همه راهشان به منزل میر مصیب ختم می شد . وضع اقتصادی اش چندان مناسب نبود ولی سفره اش برای همه گسترده و در منزلش به روی همه باز بود . زحمتكش بود و مومن و با خدا . تا قبل از ابتلا به سكته مغزي در سه – چهار سال پيش كه يك دستش نيز فلج شده بود و علي رغم كهولت سن (بيش از 80 سال ) از خود و دخترش مراقبت كرده و به امور كشاورزي و نگهداري از گاو و گوسفندانش مي رسيد . از ده - دوازده سال قبل که همسرش مش زهرا - خدا بیامرزاد - از دستش رفته بود او و دخترش با هم زندگی می کردند . مهربان و ساده و بی ریا بود .
امروز وقتی که شنیدم میر مصیب از بین ما رفته بار دیگر به صدایش گوش دادم و چند تا از عکسهایی که از ۲۰ سال پیش تا کنون از او گرفته ام را نگاه کردم . دنیای میر مصیب عجب دنیای غریبی بود . در سال های اخیر بخاطر بیماری اش کمتر در بیرون از خانه اش دیده می شد . روح بلندش با جدش رسول الله ( ص ) محشور گردد .

عکسی از میر مصیب در تابستان ۱۳۶۵ در حیاط مدرسه در حال ساخت که عکاسش را نمیدانم کی بوده و وقتی که در تابستان ۱۳۸۸ به منزلش رفته بودم دخترش فاطمه قاب عکس پدر را از روی طاقچه منرلش برایم آورد و من از روی آن عکس گرفتم . یادش بخیر .

سادوا پایگاه اطلاع رسانی انجمن فرهنگی بالاده در اینترنت است که در تیر ماه 1387 راه اندازی شده و به موضوعات فرهنگی ، عمرانی و زیست محیطی مرتبط با این روستا می پردازد.