گزارش صعودجمعي اهالي بالاده به قله شاهدژ  - 11 مرداد 1387

با نام نويسي از مشتاقان طبيعت و اهالي بالاده براي صعود به قله شاهدژ (۲۸۰۲ متر)، ساعت 6 صبح روز جمعه 11 مرداد 1387 گروه 17 نفره از چشمه سر به سمت قله شاهدژ حركت كرد و پس از طي كوچه هاي بالاده به « منبع سر » در قسمت شمال روستا رسيديم. گروه را متوقف كرده و اينجانب و آقاي كميل قاسمپور (از خاندان محترم توبه و عضو گروه كوهنوردي چكاد ساري و از همولايتي عزيز ما ) توصيه هاي لازم را براي صعود بهتر به اطلاع گروه رسانديم.

اين صعود با همكاري انجمن فرهنگي بالاده و گروه كوهنوردي چكادساري ( آقايان قاسمپور ) ترتيب داده شده است.

گروه ما متشكل از 6 نفر خانم و 11 نفر آقا بود. بزرگترين عضو گروه خانم ساداتي (قنبري) با 49 سال و كوچكترين عضو گروه آقاي علي دهبندي ( فرزند حسين / فرزند اصغر ) با 5 سال و 10 ماه سن بودند كه مثل جوانان برومند، سينه كش سربالايي شاهدژ را درنورديدند.

ساعت 7 و 45 دقيقه در « فك بن » بوديم و گروه را سوار تراكتوري كرديم كه به سمت سادوا ميرفت تا انرژي خود را حفظ كنند. ساعت 8 در سادوا بوديم و از آب خنك و گواراي آن بياد نياكانمان نوشيديم.

پس از طي سربالايي تند سادوا ، به چشمه « لنگر سره » رسيديم و از چشمه آن آب برداشتيم و چاي گذاشتيم و صبحانه را با هم خورديم. ساعت 9 و ده دقيقه بسمت شاهدژ حركت كرديم. و در زير درخت بلوط بالاي چشمه عكس گرفتيم. اين چشمه آخرين چشمه در مسير صعود است و قمقمه ها را پر از آب كرديم.

شيب تندسربالايي دامنه سنگي شاهدژ روبروي گروه بود وگاهي من و گاهي آقاكميل جلودار گروه بوديم و با آرامي قدم برميداشتيم تا گروه خسته نشود. اكثر آنان براي اولين بار بود كه به شاهدژ ميرفتند و شور واشتياق خاصي براي فتح هر چه زودتر قله داشتند.

لازم به ذكر است كه 4 تن از دوستان همنورد فكر كردند كه ما قبل از ساعت 6 بامداد به سمت قله رفتيم و آنان جا مانده اند لذا با گامهايي تند و سريع قبل از ما به قله رسيدند و در حال برگشتن بودند كه ساعت 10 و 50 دقيقه در 200 متري پايين قله آنان را ديديم كه همراه آقاي محبوب توبه ( فرزند آقاكريم / ملا محمدي) در حال برگشتن بودند به آنان آب دادم و نیزعكس گرفتم.

پس از 6 ساعت كوهپيمايي در ساعت 11 و 50 دقيقه بربلنداي قله اسطوره اي شاهدژ ايستاده بوديم و تمام كوه ها و دشتهاي اطراف زير پايمان بود. خوشبختانه هيچ كدام از اعضاي گروه احساس ناراحتي و خستگي نكرده و بسيار خوشحال بودند كه اين حس را از چهره و گفتارشان ميشد به وضوح دريافت. تعدادي عكس از گروه به يادگار گرفتم تا بعدا به همه اعضاي گروه هديه بدهم.

قبل از گروه ما ، گروه ديگري از « تيم كوهنوردي پايگاه مقاومت بسيج شهيدبهشتي حوزه محمدرسول الله (ص) شهرستان ساري » هم به قله رسيده بودند. تعدادي هم از آنان عكس گرفتم. رهبر گروه ، به افتخار صعود كوچكترين عضو گروه ما، مبلغ 5000 تومان هديه به آقاي علي دهبندي دادندكه مورد تشويق همنوردان قرار گرفتند.

در ساعت 12 و ربع دوستان ناهار را ميل كردند و در ساعت 13 و بيست دقيقه  تعداد 20 نفر از كوهنوردان گروه چكاد كه از ساري و مسیر عاليكلا / کمرسر / بارینگ نو  آمده بودند به قله رسيدند و مورد استقبال ما قرار گرفتند.

از ابتكارات اين صعود، اهداي لوح يادبودي بود كه از طرف انجمن فرهنگي بالاده و گروه كوهنوردي چكاد ساری طراحي شده و به همه اعضاي گروه ما اهداء شد. با مشورت آقا كميل تصميم گرفتيم كه به اين دوستان تازه وارد نيز لوح يابود صعود را به نام آنان نوشته و به آنان تقديم كنيم كه با استقبال آنان روبرو شد.

در ساعت 13 و 30 دقيقه بسوي پايين قله رهسپار شديم تا به غار « كالم مال » برويم. ساعت 13 و 45 دقيقه به غار رسيديم و مردان گروه به داخل غار رفتند و بدليل باريك بودن دهانه غار و ارتفاع 4 متري تا كف غار شرايط براي فرود خانمها سخت بود لذا آنان نتوانستند به داخل غار بروند.

اين غار در ضلع شرقي قله و در ارتفاع 2750 متري واقع شده و حدود 50 متر عمق دارد. ( براي كسب اطلاعات بيشتر در مورد غار «كالم مال به مطلب « شاهدژ نگين پرتلالو البرز » و « گزارش صعود تابستاني سال 1386» در همين وبلاگ مراجعه كنيد.)

گروه را به دو بخش تقسيم کردیم: يك گروه همراه آقا كميل به داخل غار رفتند و گروه ديگر همراه من به لنگرسره برگشتند.

از اتفاقات جالب اين صعود براي من ديدن آقاي عليرضا قاسمپور همنورد صعود زمستاني ام به شاهدژ در « لنگر سره » بود. ايشان به بخاطر اينكه يكي از اعضاي گروهشان در جنگل « بارينگ نو » (در غرب منطقه كمرسر و منتهي اليه شرق قله شاهدژ ) دچار بيماري شده بود نتوانستند به قله صعود كنند و پسرشان آقا كسري گفتند كه پدرم آنجا هستند. آقا كسري پس از برگشتن پيش پدر به ايشان گفتند كه آقاي آزموده بالاي قله بودند. آقاعليرضا براي ديدن من از « بارينگ نو » تا « لنگرسره » را طي كرده تا مرا ببيند. از ديدن هم خيلي خوشحال شديم. به گروه ما كه آبشان تمام شده بود آب دادند. كمي نشستيم و عكس گرفتيم و بعد از هم خداحافظي كرديم. آقاعلیرضا از دوستان خوب و مهربان و دوست داشتنی است که به دوستی با ایشان افتخار باید کرد.  لازم به يادآوريست كه از « بارينگ نو » تا « لنگرسره » حدود نيم ساعت راه بوده و « بارينگ نو » در ارتفاع 200 متري بالاتر نسبت به « لنگرسره » قرار دارد.

پس از اينگه گروه اول به « لنگرسره » رسيد گروه دوم هم به ما ملحق شد و با صرف مقداري غذا و آب به سمت سادوا راه افتاديم. در سادوا آقاي نورالله كاردگر ( فرزند مشهدي حسن) با وانتشان و به همراه مشهدي جانبرار كاردگر به سمت بالاده ميرفتند كه اعضاي گروه را سوار كردند. ساعت 17 و 50 دقيقه در « منبع سر» بالاده بوديم و گروه را با نظم خاصي درحاليكه بنر نوشته بزرگ صعود و مزین به تصویر شاهدژ را دو نفر از همنوردان در دست داشتند به سمت « چشمه سر» راه افتاديم.

درچشمه سر مراسم تعزيه برقرار بود و مردم گرداگرد آن نشسته بودند. گروه براي برهم نخوردن تعزيه به كنار حمام رفته و بنده ضمن تشكر از هماهنگي و صبر و اراده گروه در اين صعود خاطره انگيز و با آرزوي ديداري دوباره و صعودي دوباره و با ختم صلواتي برنامه صعود را به پايان بردم.