پیرُن گُفتِه (ضرب المثل) هاي بالاده و منطقه دوسرشمار / نعمت اله آزموده چهارده 20/10/1388

سادوا : ضرب المثل ها در هر فرهنگي در هر كجاي دنيا وجود دارد و يكي از نشانه هاي بارز رشد فرهنگي هر قومي است كه درونمايه آن حاوي نكته ، پند ، حكمت ، بيان ماجرايي تاريخي و ... است كه براي مردم هر زمانه و دوره اي راهگشاي مسايل اخلاقي است .

در منطقه دوسرشمار ( روستاهاي بالاده ،‌قلعه ، پايين ده ، تيله بن و واوسر ) ضرب المثل و يا به زبان تبري « پيرُن گفته » ( Piron Gofteh ) كاربرد فراواني دارد و  مردم براي تنبيه ، تشويق ، هشدار ، شاهد مثال ، تاكيد ، حذر ، خطر و ... همواره در بين سخنانشان از ضرب المثل استفاده مي كنند . به باور بالادهي ها « پیرُن  گُفتِه کَم از پیغَمبِر گُفته نی یِه » كه نشانه اهميت و ارزش ضرب المثل در زندگي روزمره است .

ما در طول شبانه روز به فراواني اين ضرب المثلها را از پدر و مادر و يا مردم كوچه و بازار مي شنويم و ازكنار آن مي گذريم و كمتر به فكر ثبت و يادداشت آن بوده و هستيم تا در هجوم همه جانبه و ناگزير زبان فارسي به واسطه رسانه هاي چون راديو و تلويزيون و آموزش زبان فارسي در مدارس و ... براي نسل هاي بعدي ما باقي بماند . اما آقاي « نعمت اله آزموده چهارده » ( فرزند مرحوم سيف اله چهاردهي ) كه بيش از 15 سال از عمر و جواني خود را در جمع آوري واژگان قديمي و ضرب المثل هاي بالاده ( و منطقه دوسرشمار بخش چهاردانگه ساري ) صرف كرده ، هم اينك گنجينه اي بزرگ از فرهنگ عاميانه بالاده را در اختيار دارد كه اميدواريم در آينده اين زحمات گران بها به صورت كتاب به زيور چاپ آراسته شود و در دسترس ديگران هم قرار گيرد .

از اين روي چند ضرب المثل بالادهي را از گنجينه اش انتخاب كرده و با توضيحاتي براي دوست داران فرهنگ عامه بالاده تقديم مي كنيم و در آينده نيز بر تعداد آن خواهيم افزود .

انتظار داريم كه شما مردم عزيز بالاده و منطقه دوسرشمار نيز واژگان اصيل بومي و ضرب المثل هايي كه در گفتارهاي روزانه خود بكار مي بريد و يا مي شنويد ثبت كرده و براي ما بفرستيد تا در اين كتاب مورد استفاده قرار گيرد .


 ۱. خاشِ سِرِه ء لاكُ  لَوِه رِ بَشور ، بامشي و ِرِ نَلِسِه !

khashe sereh.e lak o laveh re bashour , bamshi vereh nalese

ترجمه : ظرف هاي منزلت را بشور تا گربه آن را ليس نزند

كاربرد : در باره دخالت نكردن در كار ديگران و توجه به امور خود داشتن استفاده مي شود .

مشابه فارسي: -

واژگان : خاش = مال خود /  سره = خانه  /  لاك = تغار چوبي /  لوه = قابلمه /  بشور = فعل امر شستن ( اول شخص مفرد ) /  بامشي = گربه /  و = آن /  ر = را /  نلسه = نليسد .


 ۲. بِندا رِ بِندا وَر وَرنِه ، واي بَر چيلكاچين

Benda re benda var varneh , vay bar chilka.chin

ترجمه : چوب پرچين را كسي ديگر مي برد ، واي بر خرده چوب جمع كن .

كاربرد : وقتي دزدي بزرگ را كسي ديگر انجام داده ولي مجازاتش را دزد كوچك بايد متحمل شود ، كاربرد دارد .

مشابه فارسي: -

 واژگان : بندا = پرچین دور مزرعه / ر = را  /  ور = کسی که می برد ( پسوند فاعلي ) / ورنه = می برد  / چیلکا چین = خرده چوب جمع کن .


۳. تازه گونِه یعقوب تِن کِتار رِ چی یِه؟

Tazeh Gooneh Yaqoob Ten Ketar.re chiye ?

ترجمه : تازه میگوید ؛ یعقوب گلویت چي شده ؟

كاربرد : در باره كسي كه از وقايع پيرامونش بي اطلاع است ، ‌استفاده مي شود.

مشابه فارسي: لیلی زن بود یا مرد ؟

واژگان :  گونه = می گوید  /  تن =  مال تو  / کتار = گلو  / چی یه = چی شده

سابقه تاريخي ضرب المثل : بین دو روستا جنگ درگرفته بود و دار و دسته یعقوب در این جنگ پیروز شدند و به روستاي خود برگشتند و زیر گلوی یعقوب هم آسیب دیده و ورم كرده بود و یکی از اهالی که بی خبر از جنگ و درگیری و لشکرکشی بود نگاهی به گلوی یعقوب کرد و از او پرسید که : یعقوب زیر گلویت چه شده است؟


 ۴. رَندي وَر جِر ، پلا دني يه .

Randi var jer , pela daniye .

ترجمه : زير « ته ديگ » ، برنج نيست .

كاربرد : در جايي كه چيزي به پايان رسيده باشد و شخصي باز هم طلب آن را داشته باشد كاربرد دارد . مثلاً فرزندي از مادرش پول مي خواهد و مادر قبلاً همه پول را به او داده است و دوباره فرزند پول مي خواهد . در اين حالت مادر اين ضرب المثل را بكار مي برد . معمولاً اين ضرب المثل براي بيان بي پولي و وضع نامناسب مالي گفته مي شود .

مشابه فارسي: كفگير به ته ديگ خوردن .

واژگان :  رندي = ته ديگ برنج  /  ور = بعد از  /  جر = پايين ؛ زير چيزي /  پلا = پلو  /  دني يه = نيست .


۵ . نَخِند مَردِمُن رِ ، سَر شونِه  تِن وَچُن ر

 Nakhend mardemon re,  sar shooneh ten vachon re .

ترجمه : بر مردم ( به خاطر عيب و يا اتفاقي ) نخند كه روزي براي فرزندانت نيز اين اتفاق خواهد افتاد .

كاربرد : براي به تمسخر و ريشخند نگرفتن عيب كسي و يا حادثه و اتفاقي كه براي كسي مي افتد كاربرد دارد زيرا ممكن است همان عيب و يا اتفاق براي ما نيز بوجود آيد .  

مشابه فارسي: -

واژگان :  نخند = خنده مكن /  مردمن = مردمان  /  ر = را  /  سر شونه = بر سرش مي آيد  /  تن = متعلق به تو  /  وچن = فرزندان .


 ۶. .... ادامه خواهد داشت