گزارش صعودزمستاني به قله شاهدژ/ 5/11/1386
گزارش صعودزمستاني به قله شاهدژ/ 1386 / عين اله آزموده چهارده
ساعت 4 و 15 دقيقه صبح روز جمعه پنجم بهمن 1386 تيم كوهنوردي چكاد ساري متشكل از 12 نفر با يك دستگاه ميني بوس از ميدان شهداي ساري به سمت روستاي بالاده ساري حركت كرد. (من يك روز قبل از تهران آمده و شب را ميهمان حاج ناصر پدر آقای محمدرضا قاسمپور ( که مسئول گروه کوهنوردی چکاد ساری است ) بودم .
بعد از طي جاده آسفالته ساري – سمنان در نزديكي شهر كياسر و از دو راهي « قهوه خانه دار پشت » به سمت جنوب و روستاي خُلرد رفته و از جاده شني و يخ زده به روستاي ايلال و آغوزگاله و سپس به روستاي بالاده رسيديم كه قله شاهدژ با ارتفاع 2802 متر در قسمت شمالي روستای بالاده و در روشنايی هواي قبل از طلوع آفتاب همچون نگيني سفيد به چشم ميخورد كه سمبل و نماد روستاي بالاده درطي قرون و اعصار متمادي شده است. در قسمت جنوبي بالاده رشته كوه مرتفع پوشیده از برف « چهارنو » ديده مي شود. هواي منطقه كاملاً صاف بود و ماه و ستارگان در هواي صبحدم ميدرخشيدند، هر چند تا عصر ديروز برف باريده بود.
از آقاي هاشمي ( راننده ميني بوس و اهل روستای ايلال ) خواهش كردم كه در جاده كنار دكل تلويزيونی در قسمت جنوب غربی بالاده توقف کند تا بتوانم از این جا تعدادي عكس از بالاده و شاهدژ بگيرم. شاید دیگر چنین فرصتی در این موقع صبح و این فصل سال برای عکاس انداختن بدست نیاید .
ساعت 6 و 45 دقيقه بامداد در ميدان بالاده كه به « چشمه سر » معروف است پياده شديم و به منزل آقاي حسن اسماعيلي رفته و صبحانه را مهمان ايشان و خواهرم حمیده خانم بوديم.
ساعت 7 و 15 دقيقه صبح كه اولين اشعه خورشيد بر نوك « چهارنو » تابيد، جهت صعود آماده شديم و اعضاي گروه به سرپرستي آقا محمد رضا قاسمپور از كوچه هاي برف گرفته و يخ زده بالاده مسير سر بالايي را پيمودند. بنده نيز كه خود از اهالي بالاده هستم، راهنماي محلي گروه جهت نشان دادن راه شدم. در انتهای شمالی روستا سری به منزل عمه نجیبه ( مادرآ قای محمد آتنی مفرد ) زدم که عمه و فرزندانش از دیدن من خوشحال شدند.
در ساعت 9 و 25 دقيقه صبح به چشمه « سادوا » در ارتفاع 2170 متري رسيديم و بخاطر واقع شدن چشمه در گودي و ارتفاع يك متري برف كه در روزهای گذشته باريده بود و در سرماي شديد كوهستان يخ بسته بود، امكان دسترسي به چشمه ممكن نبود. چشمه سادوا دقيقاً در دامنه جنوبي شاهدژ واقع شده است. هواي اين منطقه گرم بود و بعضي از اعضاي گروه لباس آستين كوتاه پوشيدند.
پس از طي سر بالايي تند قسمت بالاي چشمه سادوا در ساعت 10 و 15 دقیقه به چشمه « لنگرسِرِه » رسيديم و ناچار بوديم از ارتفاع يك متري برف اطراف چشمه گذشته و قمقمه ها را پر آب كنيم. اين چشمه كه در دامنه جنوب شرقي شاهدژ واقع شده، آخرين چشمه جهت برداشتن آب قبل از قله است و بعد از اين ديگر چشمه اي وجود ندارد. سخت ترين قسمت راه از این چشمه به بعد مي باشد كه مسيري سنگي و داراي شيب تندي است. هر چه به قله شاهدژ نزديكتر مي شويم شيب دامنه قله بيشتر شده و حركت گروه در برف كندتر مي شود.
بعد از لنگر سره، ديگر نشاني از زمين و راه وجود نداشت هر چه بود درختان عريان و برفی بود كه در زير پايمان تا زانو ميرسيد. با تشخيص رهبر گروه، مسير يال سنگي قسمت جنوب شرقي قله انتخاب شد، هر چند شيب مسير بسيار زياد بود ولي برف كمتري در آن انباشته شده بود.
گروه پس از 6 ساعت و نيم راهپیمایی در مسیری صعب العبور و برفی در ساعت 14 و 20 دقیقه به بلندای قله شاهدژ رسید و دوستان این صعود زیبا و پر خاطره را به یکدیگر تبریک گفتند و تصنيف زيباي «اي ايران اي مرز پرگهر» مرحوم استاد غلامحسين بنان را با هم خواندیم.
قله دماوند در دور دست های غربی شاهدژ و از بالای ابرها به چشم میخورد و در اطراف شاهدژ تمام كوه ها و زمينها از برف سفيدپوش شده بود و در زير اشعه طلايي خورشيد كوهستان ميدرخشيد. باد بسيار سردي از سمت غرب و كوه هاي « شيت » و « دون نشير » ميوزيد و نشستن در چنين وضعيتي بر نوك قله خيلي سخت بود. لذا اعضای گروه پس از گرفتن عکسهای یادگاری و ارتباط موبایلی با خانواده ها و دوستان، آماده برگشتن شدند.
لکه های ابر در بالای کوه چهار نو و مناطق دور دست غربی شاهدژ این هشدار را میداد که بزودی هوای شاهدژ نیز مه آلود خواهدشد.
جالب است که دراین هوای صاف و از چشم انداز بلندای قله شاهدژ، بر بالای شهرهای دور دست استان مازندران و استان سمنان، دود قهو ه ای رنگی پیدا بود که کاملا می فهمیدیم که شهر ها کجا واقع شده اند.
هنگامی که من و علیرضا قاسمپور هنوز در بالای شاهدژ در حال عکس گرفتن از اطراف قله بودیم آقای حسن اسماعیلی و آقای هاشمی از بالاده با تلفن همراه ما تماس گرفته و گفتند که ما با دوربین شما دو نفر را می بینیم. که این یکی از اتفاقات جالب این صعود بود.
برای پایین آمدن از قله در گودی جای پای صعود، روی برفها نشسته و سر خوردیم که در عرض 30 ثانیه حدود 200 متر پایین آمدیم. در حالیکه برای صعود همین دویست متر را بیش از یک ربع ساعت پیمودیم .
پس از یک ساعت و ربع که به سمت پایین قله در حرکت بودیم به چشمه « لنگر سره » رسیدیم تا ناهار را میل کنیم. دوستان آتش روشن کردند و غذای خود را گرم کردند. ساعت 4 بعد از ظهر هوا به یکباره از سمت شمال غربی شاهدژ مه آلود شد لذا گروه سریعتر به سمت بالاده حرکت کرد تا راه را گم نکند.
ساعت 6 و در تاریکی پس از غروب آفتاب به بالاده رسیدیم و من برای خداحافظی منزل عمه رفتم شاید تا تابستان آینده که به بالاده میروم دیگر نتوانم آنان را ببینم. ( دراین موقع از سال، آفتاب حدود ساعت 5 و 15 دقیقه در بالاده غروب میکند) . به « چشمه سر » که رسیدیم تعدادی از اهالی بالاده منتظر رسیدن ما بودند. با مردم میهمان نواز بالاده به خاطر پذیرایی از گروه تشکر و خداحافظی کردیم و سوار مینی بوس شدیم و ساعت 8 و 30 دقیقه شب به ساری رسیدیم.
درفصل زمستان فقط 10 خانوار در بالاده سکونت داشته و بقیه خانوارها در شهرهای ساری، نکا، بهشهر و روستاهای اطراف و یا درشهرهای دیگر مثل تهران سکونت دارند.
یک پيشنهاد: درمنطقه چشمه سادوا وجود يك پناهگاه كوهنوردي شديداً احساس مي شود زيرا منطقه چشمه سادوا به خاطر واقع شدن در زميني تقريباً هموار و درحد واسط روستای بالاده و شاهدژ، ميتواند به عنوان استراحتگاه شبانه و يا در مواقع مه گرفتگي و يا برفي بودن هوا مورد استفاده گروه هاي كوهنوردي قرارگيرد. از طرفي نزديكي بالاده به شاهدژ و آفتابگير بودن دامنه هاي جنوبي قله باعث ذوب شدن برف در بسياري از نقاط شده و هواي گرمتري را داراست و باد و بوران كمتري را نسبت به ضلع شمالی و روستای لنگر دارد. همچنين تابش آفتاب در تمام مسير از نخستين لحظات طلوع باعث ميشود تا در هواي سرد زمستاني با استفاده از گرمای خورشید ، بهتر حركت كرد.
دسترسي به بالاده در فصلهاي بهار ، تابستان و پاييز براي گروه هاي كوهنورد از استانهاي جنوبي مازندران مثل تهران، سمنان، خراسان و ... سريعتر و بهتراست.
سادوا پایگاه اطلاع رسانی انجمن فرهنگی بالاده در اینترنت است که در تیر ماه 1387 راه اندازی شده و به موضوعات فرهنگی ، عمرانی و زیست محیطی مرتبط با این روستا می پردازد.