سفر به بالاده 9 تا 11 ارديبهشت 1388 / عين اله آزموده چهارده
سفر به بالاده 9 تا 11 ارديبهشت 1388 / عين اله آزموده چهارده
1. رفتن از ساري تا بالاده : از يكي دو هفته پيش كه پيشنهاد سفر به بالاده را به بعضي از دوستان بالادهي داده بودم ، تعداد زيادي اعلام آمادگي كردند كه با ما همراه شوند. از سه چهار روز قبل از سفر اندك اندك از تعداد دوستان كاسته شد و حتي روز هشتم ارديبهشت كه من از تهران به ساري رفتم تنها دو نفر بوديم كه هنوز مصمم به رفتن بوديم . من و سيد رحمان ساداتي ( كريم / محمد حسين ). به قول سيد رحمان كه 20 روز پيش قرار بود با اتوبوس برويم ، ده روز پيش با ميني بوس ، سه روز پيش با سواري و اما روز حركت دو نفر بيشتر نبوديم .
شب هشتم ارديبهشت با آقاي علي رفيعي راننده سرويس بالاده صحبت كرديم و قرار شد ساعت 12 روز نهم ارديبهشت در ترمينال سنگتراشان ساري منتظر بمانيم . در اين نيمه روز ، سري به سازمان ميراث فرهنگي مازندارن زدم تا مقدمات برپايي نمايشگاه عكس بالاده را در سال 1388 در ساري پيگيري كنم. سري هم به آموزش و پرورش ساري زدم تا پيگير كارهايي مربوط به بالاده شوم كه مديركل و معاونان در اداره حضور نداشتند. بعد به ترمينال سنگتراشان رفتم كه سيد رحمان منتظرم بود. از بازار روز كنار ترمينال مقداري خوراكي سفر ، ميوه ، گوجه و خيار خريدم. اين رسمي است از گذشته هاي دور كه هر وقت بالادهي ها ميخواهند به ييلاق بروند از اين بازار خريد مي كنند.
طبيعت و كوه هاي اطراف، زيبايي وصف ناشدني دارد و همه جاي زمين پوشيده از سبزه و گلهاي رنگارنگ است. در سه راهي « دار پشت » ( 5 كيلومتر قبل از كياسر ) قله « شاهدژ » پوشيده از برف ديده ميشود
مسافران ميني بوس 15 نفرند كه هر كدام در روستايي در طول مسير پياده مي شوند. تعدادي در ايلال ، تعدادي بالاده و تعدادي هم در واوسر. من ، سيد رحمان ساداتي و حاج مرتضي توبه مسافران بالاده بوديم كه حاجي در « تروك » پياده شد تا سري به گوسفندانش بزند. ( مراتع تروك در غرب بالاده واقع شده و مرز ميان روستاهاي بالاده و آغوزگاله است ).
امسال بارندگي زياد و بهار كمي عقب افتاده است. هنوز درختان زيادي شاخ و برگ نزده اند و حتي بعضي ها هم كه در ايام نوروز شكوفه و برگ داده بودند بخاطر سرماي و برف شديد نيمه فروردين سوخته اند.
ساعت 4 بعدازظهر به « چشمه سر » بالاده رسيديم .
۲. قدم زدن در كوچه هاي خلوت بالاده : (9/2/1388) بعد از اينكه به منزل خواهرم ( حميده همسر آقاي حسن اسماعيلي ) رفتم و نان و پنير و سر شير ( كه همگي محلي است ) و چاي خوردم ، به منزل سيد رحمان رفتم تا قدمي در كوچه هاي بالاده بزنيم. ابتدا از چشمه سر به سمت « مرخيل » رفتيم و سپس به سمت « چهارده محله » و بعد هم تا « خرچرا » و « دهبند محله ». خانه ها و كوچه هاي بالاده در سكوتي سنگين روزگار را سپري مي كنند. دوباره به چشمه سر و « تك سر » و تا قبرستان رفتيم و فاتحه اي براي خفتگان ابدي بالاده خوانديم. خدايشان بيامرزاد.
براي شب نشيني با حسن آقا به منزل آقاي « محمد آتني مفرد » ( آموزگار بالاده ) رفتيم و از ديدن خانواده عمه نجيبه خيلي خوشحال شدم و تا پاسي از شب به گفت و گو مشغول بوديم.
بعد از رسيدن به چشمه سر يك ساعتي هم با آقا ميراصغر ساداتي ( مير تراب ) و سيد اسماعيل ساداتي ( سيد جعفر ) صحبت كرديم و ايستادن در هواي سرد نيمه شب بسيار دلچسب بود. آسمان گاهي صاف و گاهي ابري و باراني مي شد و من نگران هواي فردا بودم . از ساعت 2 تا 5 صبح هم باران شديدي باريد.
۳. مدرسه بالاده : (10/2/1388) امروز صبح هواي بالاده نيمه ابري است و آفتاب هم مي تابد. به مدرسه بالاده رفتم تا از دانش آموزان و آقاي آتني عكس بگيرم . اين عكسها را براي طراحي پوستر و كتابچه مراسم نكوداشت آقاي آتني كه مرداد امسال ( و يك روز قبل از مراسم يادواره شهدا ) در بالاده برگزار ميشود ، نياز دارم.
در سال تحصيلي 8 - 1387 تعداد 10 دانش آموزان در پنج پايه تحصيلي در دبستان بالاده درس مي خوانند كه همگي در يك كلاس حضور دارند ؛ سه دانش آموز پسر و هفت دانش آموز دختر . به نظرم درس دادن و درس خواندن در چنين كلاسي خيلي سخت است.
بعد از مراسم صبحگاه كه در هوايي بهاري و آفتابي در حياط مدرسه برگزار شد ، دانش آموزان به كلاس رفتند و من نيم ساعتي در كلاس بودم و بعد از گرفتن تعدادي عكس و فيلم و با آرزوي موفقيت براي دانش آموزان با آنها خداحافظي كرده و از مدرسه بيرون رفتم.
۴. گشت و گذار در امدوا : (10/2/1388) حوالي ظهر به همراه آقايان سيد رحمان ساداتي ، سيد اسماعيل ( معلم ) و برادرش سيد شعبان و آقاي آتني به سمت چشمه و آبشار « امدوا » حركت كرديم تا از زيبايي هاي طبيعت اين منطقه استفاده كنيم. چشمه و آبشار « امدوا » در قسمت جنوبي پايين ده دره كه به سمت روستاي تيلك ميرود در منطقه اي جنگلي واقع شده است.
گله گوسفند و تعدادي گاو مشهدي اكبر اصغري (پايين ده ) در دشت جنوبي چشمه مشغول چرا بودند و خانم اصغري همراه گله بود.
بعد از صرف چاي و نان و پنير و آويزان كردن كوله پشتي ها و وسايل به درخت كنار چشمه ، به سمت « پشت امدوا » راه افتاديم و بعد از 10 دقيقه راهپيمايي به گردنه اي بدون درخت رسيديم كه در طرف جنوبش رشته كوه چهارنو و در شمالش كوه « اسپه دار » و قله « شاهدژ » ديده مي شود. زمين يك دست سبز و در جاي جاي آن گلهاي زيبا و رنگارنگ روييده است. كمي پايين تر ، چشمه آب و بنه چوپانان روستاي تيلك قرار دارد و تعدادي عكس از آنها گرفتم. چهارنو در روبروي ما قرار دارد كه دامنه هاي جنوبي اش پوشيده از برف است.
براي چيدن « الزي » به سمت دره اي در سمت جنوب شرقي رهسپار شديم . دره در منطقه اي جنگلي واقع شده و از زير برگهاي روي زمين الزي به فراواني روييده است. الزي گياهي است خوراكي و در مناطقي ميرويد كه داراي رطوبت كافي و در سايه باشد و در منطقه بالاده به فراواني ميرويد. اين گياه داراي غده اي پيازي به قطر يك سانتيمتر در ريشه بوده و برگهايي شبيه به برگ تره و رنگ سبز شفافي دارد كه تا 30 سانتيمتر هم رشد ميكند. از خواص دارويي الزي ، خنثي كنندگي بسيار قوي اسيد معده و التيام بخش ناراحتي هاي گوارشي انسان است . بعد از چيدن مقداري الزي دوباره به چشمه امدوا برگشتيم.
بعد از ناهار و استراحت به آبشار امدوا كه در 100 متري شمالي چشمه و در شيب دره تيلك قرار دارد رفتيم از ديدن اين همه زيبايي واقعاً لذت برديم.
ساعت 5 بعد از ظهر در بالاده بوديم و قرار شد كه امشب را ميهمان سيدرحمان باشيم.
براي فردا قرار شد كه به دامنه هاي اسپه دار برويم هر چند دوستان مايل بودند كه به كوه « شيت » در غرب اسپه دار بروند و چون من بايد فردا بعداز ظهر به ساري برگردم عملاً رفتن و برگشتن به شيت در اين زمان مقدور نيست.
۵. رفتن دامنه هاي زيباي شاهدژ : (11/2/1388) صبح زود آقاي آتني دو كيسه كود شيميايي ر ا با اسب به « چهل سره » برد تا علفهاي آنجا را براي رشد بيشتر كود بدهد. اين علفها بعد از درو و خشك شدن در زمستان خوراك اسب و دامها ميشود. امسال بخاطر بارش برف بهاري و بارانگي چند روز گذشته ، رشد علفها خوب بوده و چشمه هاي دامنه هاي جنوبي شاهدژ پر آب تر شده اند و يكي از اين چشمه ها كه سالهاي زيادي خشك بوده در چهل سره جاري شده است و به قول آقاي آتني « آب آن اكثير است » .
من و رحمان يك ربع بعد از آقاي آتني راه افتاديم و به چهل سره رسيديم كه آقاي سيد عباس صباغ (سيد محمد ) هم آنجا حضور داشتند. سيد اسماعيل و سيد شعبان ساداتي و سيد هادي ساداتي ( سيد ابراهيم / سيد حسن ) هم با نيم ساعت تاخير به ما رسيدند. (سيد هادي اكنون مشغول گذراندن خدمت سرباز در قصر شيرين است و دوران مرخصي ر ا به بالاده آمده است.
در چهل سره چاي و صبحانه را با هم خورديم و آقاي صباغ ، اسب را براي سركشي از چراگاه هاي « كمر سر » ( در دامنه شرقي شاهدژ ) با خود برد. امسال « قارقچي » بالاده آقاي صباغ است كه مسئوليت نگهباني از چراگاه ها در مقابل تعليف گوسفندان غير بالادهي روستاهاي اطراف بر عهده ايشان است.
در دامنه اسپه دار تعدادي صخره سنگي بزرگ قرار دارد كه چشمه « نوك تك » در زير يكي از اين سنگها واقع شده و آبي بسيار گوارا و خنك دارد. در مسير راه به هر گوشه اي كه نگاه مي كنيم شكوفه هاي درختان آلو ، تلكا (گلابي جنگلي ) ديده ميشود و زمين هم با گلهاي رنگارنگ آراسته شده است. از چهل سره ، قله شاهدژ خيلي نزديك و زيبا و متفاوت با تصويري است كه از بالاده ديده ميشود.
من و آقاي آتني كمي عقب تر از گروه حركت كرديم و در طول راه در باره مسايل مختلف بالاده صحبت كرديم. هم چنين در باره شوراي اسلامي محل و مشكلاتي كه توسط بعضي از اهالي برايشان بوجود مي آيد درد دل كردند كه جا دارد اين مشكل را در مقاله اي ديگر بازگويي كنم .
بعد از يك ساعت راه رفتن به چشمه « نوك تك » رسيديم و دوستان مشغول درست كردن ناهار بودند. ناهار امروز كبابي است كه سيد رحمان به مناسبت بازنشستگي خود ، ميهمانمان كرده است.
سيد اصغر ساداتي هم كه در دشت اسپه دار همراه گاوهاي بالاده بود با مقداري الزي در دست به ما ملحق شد. در بالاده رسم بر اين است كه گاوهاي اهالي را به صورت دوره اي يكي از خانواده ها به چرا مي برد و امروز پنجك خانواده اصغر آقا بود.
ساعت 2 بعدازظهر گروه به سمت اسپه دار و دامنه هاي جنوبي آن براي پيداكردن الزي و « لولا » ( نوعي گياه خوراكي و شبيه والك ) رفت و من و آقاي آتني از گروه خداحافظي كرديم تا زودتر به بالاده برگرديم. سگ سياه رنگ آقاي آتني كه نامش الماس است نيز با ما بود.
ما ابتدا به سمت « گنگل چال » در قسمت شمال چهل سره رفتيم و بعد به سوي مراتع و بنه چوپانان بالادهي در « چمازي » رهسپار شديم كه اكنون كسي در آن حضور ندارد و از اواخر بهار دامها به اين منطقه مي آيند. در چمازي تعدادي عكس از شاهدژ گرفتيم . ما اكنون در دامنه جنوبي قله شاهدژ هستيم و كوهنورداني كه در بالاي آن هستند را كاملاً مي بينيم. آبگيرهاي مملو از آب « قارقچال » و « سادوا » در سمت شرقي ما قرار دارند و چون آبگير سادوا بالاتر از آبگير قارقچال قرار دارد تصميم گرفتيم كه ابتدا به چشمه و آبگير سادوا برويم.
در سمت غرب چشمه سادوا و در دويست متري آن در بالاي تپه سادوا كه سال گذشته از طرف سازمان ميراث فرهنگي استان مازندران به عنوان تپه اي باستاني به ثبت رسيده ، آثار حفاري هاي غير مجاز فراوان به چشم مي خورد. آثاري كه توسط غارتگران و دزدان عتيقه جات بوجود مي آيد و ميراث كهن منطقه را به يغما ميبرند. متاسفانه با وجود دستگاه هاي پيشرفته فلزياب و گاهي با همراهي افراد محلي ( غير بومي ) روز به روز بر دامنه اين غارتگري ها افزوده ميشود.
تعدادي عكس از اين غارتگريها گرفتم و در چشمه سادوا به ياد همه آناني كه از اين چشمه آب خوردند و الان جايشان اينجا خاليست ، نوشيديم. كمي پايين تر از چشمه ، آبگير سادوا قراردارد كه سال گذشته ساخته شده و اكنون پر از آب بوده و در دامنه شاهدژ ؛ چشم اندازي زيبا بوجود آمده است. مساحت اين آبگير حدود 1000 متر مربع است.
در شمال غربي و سيصد متر پايين تر از آبگير سادوا ، آبگير قارقچال كه حدود 5000 متر مربع وسعت دارد ، واقع شده است. يك ماه پيش اهالي بالاده ( آقايان محمد آتني ، حسن اسماعيلي ، سيد اسماعيل ساداتي ،سيد اصغر ساداتي و ... ) در اطراف آبگير قارقچال تعدادي درخت بيد كاشته اند . اين درختان بعد از رشد ، ضمن اينكه باعث زيبايي و سايه در اطراف آن ميشود ، باعث استحكام خاك سد آبگير هم ميشود. آب اين آبگيرها براي آبياري مزارع و كاشت درختان در پايين دست مصرف خواهد شد.
ما در كنار آبگير قارقچال بوديم كه آقاي صباغ هم رسيدند و گفتند كه در پشت تپه غربي قارقچال تعدادي گراز مشغول چرا هستند و من به آهستگي بر بالاي تپه رفتم و از آنها فيلم گرفتم.
به سمت بالاده راه افتاديم و از « فك بن » و شاهدژ عكس گرفتم. ساعت چهار در بالاده بوديم و بعد از خداحافظي از آقاي آتني و خانواده اش به منزل آقاي اسماعيلي رفتم و وسايلم را جمع كردم تا با ماشين آقاي شابك كاردگر كه تا الان منتظرمن مانده بود ، به سمت ساري برگردم.
ساعت هشت و نيم در ساري و منزل آقا نعمت ( برادرم ) بودم و دوست بادابسري ام آقاي عباس آقاجاني منتظر من بود و به همراهش به بابل ( منزلش ) رفتم و صبح دوازدهم ارديبشهت به سمت تهران حركت كردم.
سادوا پایگاه اطلاع رسانی انجمن فرهنگی بالاده در اینترنت است که در تیر ماه 1387 راه اندازی شده و به موضوعات فرهنگی ، عمرانی و زیست محیطی مرتبط با این روستا می پردازد.