گفت و گوي اختصاصي وبلاگ سادوا با ياسر خاسب جوان نمونه و موفق بالاده

روز جمعه بيست و يكم فروردين 1388 شبكه سه سيما برنامه اي را پخش كرد كه در آن جوانان برگزيده رشته هاي مختلف علمي و هنري استان مازندران توسط استاندار آقاي كريمي مورد تقدير گرفتند . در اين مراسم كه در بهمن 1387 انجام گرفته بود از آقاي ياسر خاسب هم تقدير به عمل آمده بود كه در اين زمان ايشان در خارج كشور براي اجراي نمايش حضور داشتند. پس از پايان پخش برنامه تلويزيوني با آقا ياسر تماس گرفتم و ضمن تبريك اين موفقيت ، قرار يك ملاقات و گپي دوستانه را در روز چهارشنبه 26 فروردين 1388 در دفتر كارم در شبكه يك سيما ( تهران ) گذاشتيم . در اين گفت و گوي 40 دقيقه اي كه با نظر آقا ياسر به زبان مازندراني انجام شده در باره سه محور اساسي « انتخاب ايشان به عنوان جوان برگزيده مازندران و كشور » ، « بالاده » و « شهيد و شهادت » صحبت كرديم كه تقديم شما مي شود. / با احترام . عين اله آزموده

ياسر خاسب

برای مطالعه زندگینامه یاسر خاسب به این لینک مراجعه فرمایید


بخش اول . جوان برگزيده :

سادوا : ياسر جان ، ضمن تبريك انتخاب شما به عنوان جوان برگزيده استان مازندران و كشور كه افتخاري براي بالاده زادگاه نياكان خود كسب كرديد و با تشكر از قبول زحمت براي اين گفت و گو ، ‌بفرماييد كه نحوه گزينش جوان برتر چگونه بوده كه شما را هم انتخاب كردند ؟

ياسر : به نام خدا . اولاً از شما تشكر ميكنم كه به عنوان يك دوست ،‌ فاميل ، هم محلي و بزرگتر مرا قابل دانستيد و براي مصاحبه دعوتم كرديد.

من فرزندي كوچك از مازندران هستم كه جداي از درس و تحصيل ،‌ فعاليت هاي هنري تئاتر را به صورت حرفه اي دنبال كردم و تاكنون چندين نمايشنامه را نويسندگي ، كارگرداني و بازيگري كردم و چندين مقام كشوري به دست آوردم و در چندين جشنواره خارج كشور به عنوان نماينده تئاتر ايران حضور داشتم و نمايشنامه هايي تك نفره كه خودم نويسندگي ، كارگرداني و بازيگري اش را انجام دادم و هم چنين به عنوان دانشجوي فوق ليسانس كارگرداني ،‌ از طرف سازمان ملي جوانان استان مازندران به عنوان جوان فعال انتخاب شدم و سال 1387 اعلام كردند كه چنين انتخابي صورت گرفته است . در جشنواره اي كه در مازندران و با حضور آقاي استاندار برگزار شده بود من براي اجراي نمايشنامه ام در خارج كشور حضور داشتم . هفته پيش هم كه برنامه آن مراسم از شبكه سوم پخش شد ( 21/1/1388 ) خيلي از دوستان و شما تماس گرفتيد و تبريك گفتيد. من خودم نميدانستم كه اين برنامه پخش شده و عكس و نام و مشخصات مرا هم اعلام كردند .

سادوا : آيا اين مراسم يا جشنواره در سطح ملي هم انجام ميشود ؟

ياسر : بله . اين برنامه در سطح استان مازندران تمام شده و امروز صبح ( 26/1/1388 ) از سازمان ملي جوانان تماس گرفتند كه روز سي ام فروردين هم در مركز همايشهاي صدا و سيما همايش ملي جوانان برگزار ميشود و حضور رئيس جمهور از جوانان برتر استانها تقدير ميكنند.

سادوا : شما از افتخارات بالاده هستيد و ما خوشحاليم كه فرزندان بالاده پيشرفت كرده اند . در حاليكه شما هنوز جوان بوده و جزو اولين بالادهي هستيد كه در رشته هنرهاي نمايشي فعاليت داريد. چه عاملي باعث شد تا شما موفق باشيد ؟

ياسر : اولاً ‌لطف خداوند بود و من عضو كوچكي از روستاي بالاده (‌ زادگاه نياكان من ) و يا روستاي حسين آباد (‌محل سكونت خانواده ام ) هستم . مسئولين استان مازندران نظر لطفشان بوده كه مرا قابل دانستند و به عنوان جوان نمونه انتخاب كردند. تمام تلاشم اين است كه يك افتخاري براي پدر شهيدم ،‌خانواده و پدر بزرگم (‌ حاج رمضان ) كه خيلي برايم  زحمت كشيدند و از كودكي با آن شرايط بزرگم كردند و راهي عرصه درس و دانشگاه و كار و عرصه هنر كردند ، كسب كنم .

سادوا :  چطور شد به هنر نمايش روي آورديد ؟

ياسر : همه مردم بالاده ميدانند كه خانواده پدرم در زمينه هنرهاي نمايشي و تعزيه سابقه دارند و من در چنين خانواده اي بزرگ شده ام . حاج جبار خاسب عموي پدرم و عمو غلامرضا يك گروه تعزيه قديمي داشتند كه همه ساله در ايام ماه محرم تعزيه اجرا ميكردند. من و عمو كريم نيز همه ساله در ماه محرم نماش مذهبي را در روستاي حسين آباد اجرا ميكرديم.

سادوا :  پس ميتوانيم بگوييم كه از كودكي با نمايش در محيط خانواده آشنا شديد ؟

ياسر : بله همينطور است و تعزيه يكي از اينها بود . ميگويند كه پدرم ( من كه نديده بودم چون يكساله بودم كه پدر شهيد شدند ) ، عمو كريم و پسران عمو جبار يك گروه نمايشي داشتند كه با بچه هاي محل در تكيه و مسجد حسين آباد نمايش اجرا ميكردند . پدر بزرگم مي گفت ما در قديم بازي هاي نمايشي سنتي مثل « مير نوروزي » را اجرا ميكرديم كه من هم مشتاق بودم دنبال نمايش بروم .

سادوا :  نمايش را به طور رسمي از چه زماني شروع كرديد ؟

ياسر : 6 – 7 سالگي در دبستان نمايش اجرا ميكردم ولي در دوره دبيرستان در كلاسهاي تئاتر حوزه هنري سازمان تبليغات اسلامي استان مازندران در ساري شركت كردم و بعد از اتمام دوره پيش دانشگاهي ،‌ زماني كه مي خواستم در رشته نمايشي به دانشگاه بروم ، مخالفت هايي از طرف خانواده نسبت به آينده كاري اين رشته آن هم براي يك بچه روستايي وجود داشت. البته بعضي ها هم مشوقم بودند.

سادوا : با همه اين مخالفتها ، نمايش را انتخاب كرديد و وارد دانشگاه شديد . در چه دانشگاهي ليسانس گرفتيد ؟

ياسر : در سال 1384 در رشته نمايش و با گرايش بازيگري در دانشگاه آزاد تنكابن ليسانس گرفتم و هم اكنون دانشجوي ترم آخر فوق ليسانس كارگرداني دانشكده هنر و معماري تهران هستم.

سادوا: چه نمايشهايي را در داخل كشور به روي صحنه برديد؟

ياسر : تاكنون نمايشهاي پانتوميم « تولد تا مرگ » ، پانتوميم « قفس » ،‌ پانتوميم عروسکي « هديه مرموز »  ، پرفورمنس (‌نمايش ) « گل » ، پرفورمنس « با آن یا بی آن » و پرفورمنس « عجیب ولی واقعی » در بخش تجربه های نو در بيست و هفتمين جشنواره بين المللي تئاتر فجر تهران ( 1387) را نويسندگي ، کارگرداني و بازيگري كردم و هم چنين بازیگر نقش ضحاک در نمایش ضحاک به کارگرداني ایزومی اشیزاوا ژاپني در جشنواره سراسری تئاتر بانوان تهران در سال 1385 بودم .

سادوا : در چه كشورهايي براي اجراي نمايش به روي صحنه رفتيد ؟

ياسر : در جشنواره بين المللي تئاتر لوراخ كشور آلمان در اکتبر 2007 ميلادي با پانتوميم عروسکي « هديه مرموز » ، جشنواره بين المللي پرفورمنس هلند در دسامبر 2007 ميلادي ، فستيوال بين المللي پرفورمنس ايتاليا در اگوست 2008 ميلادي ، جشنواره بين المللي پرفورمنس بوسکا کمديا کراکوف لهستان در سپتامبر  2008 ميلادي حضور داشتم و هم چنين اجراي پروژه مشترک پرفورمنس با دوداپايوا هنرمند برزيلي در کشور هلند در سپتامبر 2008 ميلادي .

سادوا : چه عنوانهايي در اجراي نمايشها به دست آورديد ؟

ياسر : رتبه اول بازيگري و موسيقي نمايش در سومين جشنواره سراسري پانتوميم بوشهر در آبان 1384 ، رتبه اول منتخب تماشاگران در نهمين جشنواره بين المللي تئاتر عروسکي دانشجويان تهران در فروردين 1385 ، برگزيده سازمان ملي جوانان مازندران به عنوان جوان نمونه استان مازندران در دي ماه  1387 و برگزيده سازمان ملي جوانان كشور به عنوان جوان نمونه كشور در جشنواره حضرت علي اكبر ( ع‌)‌ ، سي ام فروردين 1388 .

سادوا : شما در راديو شاغل هستيد ، آيا نمايش هاي راديويي هم اجرا كرديد ؟

ياسر : خير . من در راديو بيشتر كار تهيه كنندگي و گزارشگري ميكنم .

سادوا : آیا کار جدیدی هم در دست دارید؟

یاسر : بله . اردیبهشت امسال در تالار تئاتر شهر کار نمایشی جدیدی را به روی صحنه خواهم برد.


 

بخش دوم . بالاده

سادوا : يكي دو سالي است كه با همت جوانان تحصيل كرده ، انجمن فرهنگي بالاده راه اندازي شده كه هدف اصلي آن فعاليت هاي فرهنگي است . آيا با اين انجمن آشنايي داريد ؟

ياسر : بله . من از طريق وبلاگ سادوا با اهداف انجمن فرهنگي بالاده آشنا شدم و به نظرم كار واقعاً خوب و با ارزشي است . اميدوارم كه اين كار ادامه داشته باشد و همه كمك كنيم تا بالاده به عنوان يكي از نقاط برتر استان مازندران شناخته شود.

سادوا : در سالهاي گذشته بسياري از جوانان بالاده در زمينه هاي علمي پيشرفت داشته اند . اين جوانان چگونه ميتواند به زادگاه خود كمك كنند ؟

ياسر : به نظر من جوانان بالادهي در هر رشته ،‌ شغل و عرصه اي كه هستند و حتي با همه مشغله هاي كاري مي توانند به بالاده كمك كنند. افرادي مثل شما و دوستان انجمن فرهنگي و بزرگان بالاده به ما جوانان گوشزد كنند و از ما بخواهند كه حتي سالي يكبار هم شده در همايش يا برنامه اي براي آشنايي بيشتر دور هم جمع  شويم و بعد ببينيم اين نيروهاي متخصص و تحصيل كرده چه كاري مي توانند براي بالاده انجام دهند.

سادوا : اين آرزوي قلبي همه جوانان براي كمك به بالاده است و اكنون انجمن فرهنگي پيش قدم اين كار شده و بستري مناسب را براي حضور جوانان در فعاليت هاي مرتبط با بالاده فراهم كرده است. در اين زمينه چه برنامه ريزي هايي مي توان كرد؟

ياسر : ما مردم بالاده بايد بدانيم كه هر چه ارتباط بين ما بيشتر باشد ، ‌موثرتر است . وقتي مردم مي بينند جوان بالادهي بعد از رشد علمي و رسيدن به مدارج بالاي علمي ، دوباره به وطنش باز گشته برايشان مهم است كه اين جوان مال همين بالاده است كه دوباره برگشته و ميخواهد كاري براي رشد بالاده انجام دهد. پس ما بايد اين افراد را نگه داريم.

مي توان ابتدا از فعاليتهاي فرهنگي شروع كنيم كه انجمن فرهنگي بالاده اين كار را شروع كرده و جوانان ميتوانند به شما ملحق شوند. شنيدم كه بالاده نزديك به 80 معلم دارد و ما با كمك همين نيروهاي فرهنگي و جوانان تحصيل كرده بايد به جمع آوري فرهنگ عامه ( شامل زبان و واژه ها - فولكلور - داستان هاي قديمي - پوشاك و غذا - معماري و چيزهاي قديمي ) بپردازيم . داستانهاي قديمي را به نمايش تبديل كنيم . حتي اگر گروه كوچك نمايشي داشته باشيم كه در بالاده فعاليتي را شروع كند و ما بتوانيم به آنها آموزش بدهيم خوب است.

سادوا : يك داستان كوتاه قديمي به نام « سه برادر » را نوشتم و در وبلاگ سادوا قرار دادم كه در همين راستا است . آيا اين داستان را ميتوان به صورت نمايشي در بالاده اجرا كرد ؟

ياسر : بله . من اين داستان را از طريق وبلاگ سادوا خواندم كه پاياني غم انگيز ( تراژديك ) و هم چنين خنده دار ( كميك ) را با هم دارد و اين يكي از جذابيت هاي داستان است و قابليت تبديل به اثري نمايشي را دارد كه با حداقل بازيگر و امكانات دكور و صحنه قابل اجرا در بالاده است .

سادوا : نظرتان در باره وبلاگ سادوا چيست ؟

ياسر : كار بسيار جالبي است كه مطالب جذاب و متنوع و عكسهاي زيبايي از بالاده دارد و هميشه « به روز » است . كار هاي انجام شده و يا در دست انجام شما ،‌ خواننده را وادار مي كند كه مطالب وبلاگ سادوا را هميشه پيگيري كند . من خودم با مطالعه مطالب اين وبلاگ با بالاده و طبيعت زيباي اطرافش بيشتر آشنا شدم .

سادوا : وبلاگ سادوا را حلقه اتصال مردم بالاده در هر نقطه اي از ايران و جهان با وطنشان ميدانيم . ما در عرصه اطلاع رساني تاكنون چگونه عمل كرديم و آيا موفق بوديم؟

ياسر : اين سايت اينترنتي تا همين جا هم بسيار موفق بوده و ما هر كاري براي بالاده انجام بدهيم باز جاي كار بيشتري دارد . مثلاً ‌در باره راه اندازي وبلاگ سادوا ، انجمن فرهنگي بالاده بايد تبليغات بيشتري را در مكانهايي كه بالادهي ها ساكن هستند انجام دهد تا مردم بيشتر مطلع شوند و از طريق اين سايت بيشتر با بالاده آشنا شوند .

سادوا : آيا جوانان ما ميتواننند براي تقويت و گسترش عرصه اطلاع رساني ‌، وبلاگ هاي ديگري براي بالاده راه اندازي كنند ؟

ياسر : بستگي به اطلاع رساني ما دارد كه چگونه و از چه كساني بخواهيم اين كار را بكنند . ما جوانان بايد بياييم و با همكاري با شما و ايجاد وبلاگ جديد مثل وبلاگ سادوا  به تقويت و رشد فرهنگ بالاده كمك كنيم .

من 5 – 6 سال پيش آشنايي زيادي با بالاده نداشتم ولي الآن بالاده براي خانواده ما آنقدر مهم شده كه بياييم و در بالاده خانه اي  بسازيم و حتماً سالي چند روز به وطنمان برويم . بايد كمي بيشتر به بالاده توجه كنيم و اتفاقات جديدي بايد بيفتد تا مردم بيشتر به بالاده برگردند.

سادوا : بالاده از مناطقي است كه داراي جذابيت هاي طبيعي مثل آب و هواي عالي ، بافت معماري قديمي ، قله شاهدژ ، رشته كوه چهارنو ، چشمه سار ها و آبشارهاي مختلف مي باشد و ما اهالي منطقه تاكنون موفق به شناساندن اين قابليت ها براي جذب گردشگر و توريست نشده ايم

ياسر : درست است . ما ميتوانيم از طريق سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري و يا فدراسيونهاي كوهنوردي و صخره نوردي اقدام كنيم و بالاده را به ديگران بشناسانيم و حتي مردم ديگر نقاط كشور را براي طبيعت گردي به اينجا دعوت كنيم .

سادوا : وقتي گردشگر بيايد وظيفه مردم در برابر آنها چيست ؟

ياسر : مردم بالاده از قديم ميهمان نواز بودند و برخوردهاي محبت آميز با گردشگران و كوهنوردان باعث سفر دوباره آنها به منطقه بالاده مي شود . بايد موارد ديگري را در برخورد با گردشگران و كوهنوردان به مردم با فرهنگ و خونگرم بالاده آموزش داد.

سادوا : يعني لازمه آمدن گردشگر به بالاده بحث فرهنگ سازي است ؟

ياسر : مردم بايد اين موضوع را جدي بگيرند . اگر گردشگري به بالاده بيايد اين به سود مردم بالاده است. اگر يك گردشگر چند روز در بالاده بماند و اتاقي كرايه كند و مواد غذايي بخرد ،‌ اين هزينه ها  كمكي به اقتصاد خانواده هاي بالادهي ميشود و در دراز مدت باعث پيشرفت روستا ميشود . با گردشگر بايد درست و محترمانه برخورد كرد و او را با طبيعت و فرهنگ منطقه آشنا كرد و راهنماي او باشيم.

سادوا : قرار است از طرف انجمن فرهنگي بالاده ، يك روز قبل از مراسم يادواره شهداي امسال كه در روستاي واوسر برگزار ميشود ، مراسم نكوداشتي براي آقاي « محمد آتني مفرد » آموزگار زحمتكش بالاده برگزار كنيم . نظر شما در اين باره چيست ؟

ياسر : خيلي خوب است كه ما مردم بالاده ،‌ آدمهايي كه به هر نحوي براي بالاده زحمت ميكشند را با برپايي چنين مراسمي گرامي ميداريم. من به شخصه خيلي از بالادهي ها را نميشناسم و اين برنامه باعث ميشود كه ما بيشتر با يكديگر آشنا شويم . مردان زحمتكش زيادي هستند كه خالصانه براي آباداني بيشتر بالاده مي كوشند.


 

بخش سوم . در باره شهيد و شهادت

سادوا : سال گذشته وبلاگ گالباغ براي معرفي بيشتر 35 شهيد سرافراز منطقه دوسرشمار (‌ روستاهاي بالاده ،‌ قلعه ، پايين ده ، تيله بن و واوسر از بخش چهاردانگه ساري ) توسط تعدادي از همرزمان و دوستداران شهدا در اينترنت راه اندازي شد . اين وبلاگ را ديديد؟

ياسر : بله ديدم . دست همه زحمتكشان اين وبلاگ درد نكند . چنين كاري لازم بود تا مردم ما اطلاعات بيشتري از شهدا داشته باشند.

سادوا : مردم علاقه دارند كه ارتباطشان با خانواده شهدا بيشتر شود .

ياسر : مردم هميشه به خانواده شهدا لطف دارند . ما هم جزيي از همين مردم هستيم .

سادوا : ياسر جان ! چند ساله بودي كه پدرتان شهيد شد ؟

ياسر : تقريباً يك ساله بودم

سادوا : يقيناً چيزي از پدر هم به ياد نداري؟

ياسر : نه متاسفانه چيزي به ياد ندارم ولي عكسهايي كه از پدر دارم همه برايم حالتي زنده دارد و هميشه حضورش را در كنارم احساس ميكنم. پشتگرمي ام اول خدا و بعد پدرم هست و در بدترين شرايط پدر در كنارم است. اگر پدر همراهم نبود نمي توانستم تا اينجا بيايم . هر چند هنوز در اول راه هستم. احساس ميكنم اين همه اتفاقات خوبي كه برايم در زندگي افتاده فقط چشمه هايي است كه خداوند به من نشان ميدهد كه تو به عنوان يك فرزند شهيد انتخاب شدي تا اين كارها ر انجام بدهي و وظيفه توست كه به نحو احسن كارت را انجام دهي و هيچ گاه حق كوتاهي نداري. اگر من نتوانم در كارم موفق شوم پس كوتاهي از من است.

آدم با وجود تمام سختي هايي كه دارد ، ‌با ايمان قلبي مي تواند تلاش كند و به هدفش برسد . چيزي كه به عنوان پشتگرمي و دلگرمي انسان است ، اگر باورش كنيم موفق ميشويم . من هميشه از نزديك اين مسايل را لمس كردم و اين برايم خيلي باارزش است . همه انسانها براي خود الگويي دارند و چه بهتر كه الگوي ما آدمهاي پاك و مقدسي چون شهدا باشند . آنان خودشان را فدا كردند و واقعاً روح و يادشان همواره با ما و راهنماي ماست. كاري بزرگتر از كار شهدا در جهان وجود ندارد.

سادوا : يقيناً همين طور است . به خاطر فداكاري شهدا ،‌جانبازان و رزمندگان است كه ما اكنون در آرامش و آسايش زندگي ميكنيم و حق شهدا هم اين است كه هميشه يادشان را گرامي و زنده نگه داريم.

ياسر : مردم منطقه دوسرشمار واقعاً براي زنده نگه داشتن ياد شهدا خيلي زحمت ميكشند و همه ساله مراسم يادواره شهدا را برپا ميكنند و جا دارد از تك تك آنها تشكر كنم.

سادوا : آيا امسال در اين مراسم شركت ميكنيد؟

ياسر : بله . به اتفاق خانواده حتماً مي آيم.

سادوا : از وبلاگ گالباغ چه انتظاري داريد؟

ياسر : اين وبلاگ كه براي معرفي شهدا داير شده ، رشادتها و جانفشاني هاي آنان را براي نسل جديد بنويسد تا نوجوانان و جوانان ما بيشتر با اين شهدا آشنا شوند. وبلاگ نويسي در باره شهدا آن هم در اين زمانه خيلي عالي است و كساني كه با اينترنت سر و كار دارند خيلي راحت مي توانند به اين اطلاعات دست يابند و هميشه به ياد شهدا باشند.

سادوا : اين يك بخش كار است و بخش ديگر ، زنده نگهداشتن معنوي ياد شهداست . ما در وبلاگ گالباغ ميخواهيم به نوجوانان و جوانان اطلاعاتي در باره شهدا بدهيم به نظرتان چه مباحثي را در گالباغ قرار دهيم؟

ياسر : به عنوان پيشنهاد ميگويم كه در باره نحوه زندگي شهدا و خانواده شان كه چقدر زحمت كشيدند تا بزرگشان كنند و هم چنين نحوه شهادتشان بنويسيد. شهدا هم مثل ما آدم بودند و آنان هم مثل ما ممكن است با مردم ديگر خاطراتي داشته باشند و الآن بازگو كردن آن خاطرات جالب است . شايد كسي كدورتي از فلان شهيد داشته باشد كه با گفتن آن خاطرات ميتواند به رفع آن كدورت بپردازد.

سادوا : مصاحبه و گفت و گو با خانواده شهدا چطور ؟

ياسر : خيلي جالب است و ميتواند بيانگر اين باشد كه شهيد در چه خانواده اي و با چه فرهنگي بزرگ شده است. اين مباحث باعث پربارتر شدن وبلاگ هم ميشود و هم جاي كار زيادي دارد .

سادوا : چه انتظاري از مردم داريد؟

ياسر : من به عنوان يك فرزند شهيد از جامعه انتظار ندارم كه كاري براي من انجام بدهد و ما هم جزيي از مردم هستيم . شهدا خودشان را به خاطر همه ملت ايران فدا كردند و متاسفاته اكنون به نام شهدا سوء استفاده هايي هم ميشود و گاهي هم بعضي ها فكر ميكنند كه زنده نگه داشتم ياد و نام شهدا چسباندن چند تا عكس به ديوار يا نوشتن پلاكارد و سالگرد گرفتن است .

سادوا : ياسر جان ميخواهم سوالي بپرسم كه پرسيدنش برايم سخت است هر چند ميدانم جوابش هم برايتان سخت خواهد بود ، آيا براي پدر دلتنگ هم ميشويد؟

ياسر : بله . گاهي خيلي دلتنگ پدر ميشوم. بعضي وقتها با خودم ميگويم كاش پدرم زنده بود و چه كارهايي كه ما مي توانستيم با هم انجام دهيم.

سادوا : دوست داشتي الآن كه اين مصاحبه را در باره موفقيتهاي شما انجام ميدهيم پدر هم با ما بود؟

ياسر : بله . خيلي دوست داشتم ولي فكر ميكنم هر چند جسم پدر در كنارم نيست ولي روحش هميشه با من است و مي بيند كه من به عنوان فرزندش دارم چكار ميكنم و به عنوان ناظري كه پيش من هست حس عجيبي دارم كه نميدانم چگونه بيانش كنم.

با اين حال متاسفانه بعضي از روابط پدر و فرزندان را ميبينم كه واقعاً آدم تاسف ميخورد كه گوهر گرانبهايي مثل پدر را در كنارت داشته باشي و قدرش را نداني . اين مشكل دو طرفه است و گاهي پدران قدر فرزندانشان را نمي دانند.

سادوا : اميدواريم كه ما ادامه دهنده راه شهيدان باشيم و به عنوان دوستان و بستگان و همسنگران آنان كه روزي در كنار هم بوديم ، هميشه يادشان براي ما زنده خواهد بود.

ياسر : اين ارزشها هميشه بايد سر جاي خودش باشد و به راستي از شهدا ياد شود و سوء استفاده از نام و مقام شهدا نشود . يقيناً‌ روح بلند شهدا از اين قضايا راضي نيست.

بايد بين 35 خانواده شهيد منطقه بالاده ارتباط برقرار كنيم تا آنان يكديگر را بيشتر بشناسند . خانواده شهداي منطقه خيلي كم با يكديگر ارتباط دارند. شايد سالي يكبار و آن هم در مراسم يادواره شهدا . اگر بتوانيم در همين يادواره ها گردهمايي خانواده شهدا را هم برگزار كنيم  خيلي خوب است. در سالهاي گذشته بعضي از والدين يا اعضاي خانواده شهدا به رحمت خدا رفته اند و بسياري ديگر نيز در سنين كهنسالي هستند .

اگر خانواده شهدا نميتوانند به منطقه بالاده بيايند مي توانيم اين برنامه را در شهر ها و روستاهاي مازندران و در محلهاي سكونت آنان برگزار كنيم.

سادوا : اين برنامه كه بسيار هم پيشنهاد خوبي است با همكاري ستاد يادواره شهداي منطقه دوسرشمار امكان پذير است و سعي خواهيم كرد اين موضوع را به اطلاع آنان هم برسانيم.

فكر ميكنم خيلي وقت شما را براي اين مصاحبه گرفتم.

ياسر : از شما هم ممنونم كه اين مصاحبه را براي وبلاگ سادوا انجام داديد و براي همه همولايتي هاي عزيزم آرزوي تندرستي و موفقيت دارم.