گزارش برنامه صعود دو روزه کوهنوردان گروه سادوا به قله شاهدژ در روزهای 16 و 17 اردیبهشت1390

با هماهنگی گروه کوهنوردی سادوای ساری و انجمن فرهنگی سادوای بالاده ( بخش چهاردانگه ساری ) برنامه دو روزه کوهنوردی به قله شاهدژ ( 2802 متر و واقع در شمال روستای بالاده ) برگزار شد.

روستای بالاده و قله شاهدژ با ۲۸۰۲ متر ارتفاع

این برنامه از ساعت 6 صبح روز جمعه 16/2/1390 از روستای بالاده آغاز شد و  کوهنوردان و دوست داران طبیعت و قله شاهدژ ( 15 نفر از روستاهای بالاده ، قلعه و پایین ده و 4 نفر از تهران و کرج ) در قالب گروه کوهنوردی سادوا و به مدیریت عین اله آزموده چهارده ( از روستای بالاده ) با تجهیزات و وسایل به سوی منطقه کمرسر ( Kamer Sar )در شرق قله شاهدژ حرکت کرده و پس از پیمودن دامنه های جنگلی شرق قله و در ساعت 9 و نیم صبح به گردنه بارینگ نو ( Baring No )  رسیدیم.

منطقه کمرسر در شرق قله شاهدژ

در این گردنه یک گروه 20 نفره از کوهنوردان گروه کوهنوردی البرز دامغان را دیدیم که مشغول خوردن صبحانه بودند و اعضای گروه سادوا نیز در این گردنه استراحت کرده و مقداری آب و خوراکی خورده و سپس به سوی قله راه افتادیم .

استراحت به همراه گروه کوهنوردان البرز دامغان در گردنه بارینگ نو

پس از یک ساعت به منطقه « کالم مال » ( Kalom Mal در ارتفاع 2740 متری قله ) رسیدیم و از طریق دامنه شمالی صخره های کالم مال به سوی قله رفتیم. در این دامنه بخاطر سایه و سرمای هوا ، هنوز برف های زیادی روی زمین مانده بود و درختان هنوز برگ در نیاورده بودند.

 گل های زیبای بهاری همه جا دیده می شدند

برگشت  کوهنوردان البرز دامغان

ساعت 11 و 25 دقیقه بر بالای قله شاهدژ بودیم و در یک هوای صاف بهاری از دیدن مناظر زیبای اطراف و هم چنین زیبایی های دامنه جنوبی قله و روستاهای بالاده و قلعه و پایین ده و دامنه های سرسبز رشته کوه چهارنو لذت بردیم.

عکس یادگاری در بلندای قله شاهدژ

پس از خوردن ناهار ، عکس دسته جمعی گرفتیم و 8 نفر از اعضای گروه به سوی بالاده برگشتند و 11 نفر دیگر در بالای قله ماندند تا شب را در اینجا سپری کنند . این عده با امکاناتی چون چادر مسافرتی ، کیسه خواب و پتو بودند و دو سه نفر هم این امکانات را با خود نیاورده بودند.

عکس از عکاس در بلندای قله شاهدژ

ساعت 5 بعد از ظهر اعضای گروه برای جمع آوری هیزم به دامنه صخره ای شمال شرقی قله رفته و هیزم به مقدار کافی به بالای قله بردند .

چشم انداز زیبای اطراف قله شاهدژ

هوا آفتابی و گرم بود  و ما در روی علفزازهای بالای قله نشسته و مشغول گپ و گو با هم شدیم و قبل از غروب آفتاب و تاریک شدن هوا ، شام خود را خوردیم .

هوا

گرم شدن دور آتش در در بلندای قله شاهدژ

آرام آرام سرد شد و ما چادرهای خود را در جایی مناسب بر پا کردیم . سپس به دور آتش نشستیم و چای نوشیدیم و سیب زمینی هایی را در داخل خاکستر گرم اجاق قرار دادیم و پش از پختن آن را خوردیم و تا ساعت 11 شب بیدار ماندیم .

دیدن چراغ های روستاهای اطراف تا دوردست ها خود یکی از زیبایی های شب در بالای قله شاهدژ است .

چادرها در جایی مناسب بر پا شدند

آسمان شبانگاهی صاف بود و هلال نازک ماه در مغرب بود و ستارگان زیادی در آسمان می درخشیدند . سرمای هوا نیز هر لحظه بیشتر می شد و دیگر دور آتش نشستن هم نمی توانست از سرمای آن بکاهد و ما به چادرهایمان رفتیم و در داخل کیسه خواب و پتو استراحت کردیم . اما شدت وزش باد و سرمای هوا به قدری زیاد شده بود که قادر به خوابیدن نبودیم .

 منظره زیبای ماه و آتش در شامگاه قله شاهدژ

 غروب خورشید از بلندای قله شاهدژ

  غروب خورشید از بلندای قله شاهدژ

طلوع خورشید از بلندای قله شاهدژ

در ساعت 5 صبح (17/2/1390) باران شروع به باریدن کرد و ما نگران این بودیم که باران مسیر برگشت را گل آلود کرده و راه رفتن برایمان مشکل شود . خوشبختانه پس از چند دقیقه باران بند آمد و هوا نیز آرام ارام روشن شد .

دم کردن چای برای صبحانه

دوباره آتش را روشن کرده و چای و صبحانه خوردیم و چادر و وسایل خود را جمع و جور کرده و در ساعت 7 و نیم بامداد حرکت خود را برای برگشتن شروع کردیم .

 

مسیر  صعب العبور « دزد راه » در بین صخره های شمالی قله شاهدژ

برای برگشت و رسیدن به بالاده ، مسیر شمالی قله شاهدژ که معروف به « دزد راه » ( Dezde Rah)می باشد را انتخاب کردیم . هر چند این مسیر 150 متری با شیب 75 تا 90 درجه با شیاری صخره ای ، بسیار خطرناک و صعب العبور است ولی برای اعضای گروه جذابیت ویژه ای داشته و تجربه جدیدی بود .

در طول  این مسیر ناچار بودیم که یک نفر جلوتر از گروه حرکت کرده و با تبر جای پا در روی زمین خاکی که پوشیده از برگ بود درست کند . هر لحظه قطعه سنگی از زیر پای یکی در می رفت و همه باید مواظب می بودند تا سنگ به آنان برخورد نکند. در انتهای این مسیر حتی مجبور شدیم کوله پشتی ها را از خود جدا کرده تا بتوانیم از شیار باریک 60 – 70 سانتیمتری بین دو صخره که حدود 7 متر ارتفاع و 85 درجه شیب داشت عبور کنیم . این مسیر واقعا یکی از مسیرهای خطرناک شاهدژ است که نیاز به آرامش و دقت ویژه ای دارد .

چشم انداز آبگیر قارقچال و روستای بالاده و کوه چهارنو از بین صخره های دبرار و شاهدژ

پس از حدود 40 دقیقه به پایین صخره های شمالی قله رسیدیم و پس از گذشتن از کنار صخره های « د برار » ( De Berar ) به بالای دشت « ولمت » ( Velmet ) رسیدیم 

 زمین منطقه شمال غربی قله شاهدژ از سبزه و گل های زیبای بهاری پوشیده شده و بوی گل ها در همه جا پراکنده بود .

مه در جنگل دامنه غربی قله شاهدژ

 گردنه « په گی ره »

 ساعت 10 صبح در گردنه « په گی ره » ( Pe Gei reh ) رسیدیم و به سوی بالاده سرازیر شدیم و ساعت 12 در بالاده بودیم و به همه شرکت کممدگان لوح یادبود این صعود اهداء شد.

حاشیه های صعود :

- حدود 10 نفر از اعضای گروه مثل دفعات قبل مهمان آقای نعمت اله آزموده در بالاده بودند و جا دارد از طرف همه دوستان صمیمانه از ایشان تشکر کرده و بخاطر زحمت فراوانی که در طول صعود متحمل شدند به ایشان خسته نباشید بگوییم .

- آقای علی دهبندی فرزند آقا حسین با 9 سال سن کوچکترین عضو گروه بودند که شب را در بالای شاهدژ ماندند . علی آقا از 6 سالگی با  گروه ما همنورد شده و تاکنون 5 بار به قله شاهدژ صعود کرده است و از این بابت در روستای بالاده و منطقه دوسرشمار دارای رکورد هستند و جا دارد این پشتکار و عشق و علاقه ایشان را تبریک بگوییم.

- بعضی از دوستان هنوز باور نداشتند که صعود به شاهدژ و ماندن شب هنگام بر بالای آن نیازمند داشتن امکانات است . هر چند قبل از رفتن به بالاده و از طریق پیامک به همه دوستان یادآوری کرده بودیم که به مقدار کافی مواد خوراکی و آب و لباس گرم و کیسه خواب و یا پتو با خود بیاورند ولی انگار بعضی از دوستان گمان کرده بودند که به مهمانی می روند و شب نیز در یک خانه گرم خواهند خوابید . نیمه های شب مجبور شدیم  حتی زیراندازهای مان را برای گرم شدن دوستان به آنان بدهیم .

- هر کدام از اعضای گروه حدود 1۵ تا 20 کیلو بار با خود حمل می کرد و صمیمیت دوستان در این صعود واقعاً مثال زدنی بود . همه به هم کمک می کردند تا کمتر خسته شوند .

-  پاشنه پای یکی از همنوردان به خاطر پریدن از ارتفاعی کوتاه ( یک متری ) دچار ترک خوردگی استخوان ( مو برداشتن ) شد و ناچار شدیم محل مو برداشتگی را با زرده تخم مرغ و باند بپیچیم تا دردش کمتر شده و او بتواند ادامه مسیر بدهد .

- در طول روز و با گرم شدن هوا، حشرات و پشه های ریز سبز رنگ زیادی در هوا پرواز می کردند به طوری که واقعاً برای ما ایجاد مشکل کرده بودند .

- عصر روز پنجشنبه  15/2/1390 ، 9 نفر از اعضای گروه سادوا به سوی چشمه و آبشار امدوا ( Emedva  و به قول اهالی تیلک آبشار جلنگ جیلینگ Jelang Jiling ) در غرب روستای پایین ده رفتیم تا آمادگی نسبی برای صعود به شاهدژ پیدا کنیم .

- یک روز قبل از صعود تعداد افراد ثبت نام کرده به حدود ۲۵ نفر رسیده بود و قرار بود تعداد 10 نفر نیز از گروه سادوای ساری به ما ملحق شوند که حدود 20 نفر به دلایلی منصرف شدند .

- قرار بود یک گروه مستندساز از تلویزیون و یک زمین شناس همراه ما باشند که به دلیل برنامه ای دیگر نتوانستند با ما بیایند .

- به 10 نفر از دوستان عکاس اطلاع داده بودم که در این صعود همراه ما باشند که سرانجام فقط سه نفر عکاس در این صعود حضور داشتند .

نویسنده و عکاس گزارش : عین اله آزموده


 

خاطرات این صعود همیشه با ما می ماند و یاد آن همواره برایمان لذت بخش بوده و همدم ما در آینده خواهد شد .